تبليغاتX
برای روز تولدم
+ نوشته شده در جمعه 1388/04/12ساعت توسط رامین صیاد حقیقی |

 

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار ، این قفس را

بر شکن و زیر زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درا

نغمه آزادی نوع بشر سرا

وزنفسی عرصه این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیّاد

آشیانم ، داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن !

نو بهار است ، گل به بار است

ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس ، چون دلم ، تنگ و تار است .

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین !

جانب عاشق نگه ای تازه گل ، از این

بیشتر کن ! بیشتر کن ! بیشتر کن !

مرغ بیدل ، شرح هجران ،

مختصر ، مختصر کن !

شعر از : ملک الشعراء بهار

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31ساعت توسط رامین صیاد حقیقی |

 

پروازی بیش نبود

و این همه فاصله؟

که هفت کوه و هفت دریا بیافتد

بین من و داشته هایم

شاید کلامی

بتواند

پر کند این فاصله را

  : "سلام"

 

رامین صیاد حقیقی

۵ ژوئن ۲۰۰۹

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/16ساعت توسط رامین صیاد حقیقی |

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/06ساعت توسط رامین صیاد حقیقی |

 

 

 

سال نو مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/03ساعت توسط رامین صیاد حقیقی

                                                                                       (به محمد آتشی)

همیشه منتظر پنجره ایی بودم     

  برهنه و بی پرده                                       

  با نگاهی دور

که دستی تکان بدهد دزدانه

و قلبی که نداند عاشق کیست

منتظر چراغی بودم

که بی هوا روشن شود

تا از برهنگی پنجره  ببینمش

با رد بوسه ای گم.

.

این پنجره های دورُ

دورترین پنجره ها

شاید منتظر حضوری دوباره اند.

  

رامین صیاد حقیقی

اهواز –بهمن 87

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/17ساعت توسط رامین صیاد حقیقی |

 

پنهان شده مظلومیت اش

پس زخمهای تشنگی

پشت باورهای ترس آلود

از ظلمی مستمر

بر گرده ی خون آلود تاریخ

و ما ؛قربانیان سفره های نذر و انتظار

در سینه هامان دردی است

که (حسین) را می گریاند.

 

رامین صیاد حقیقی

انزلی-دی ۸۷

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/10/15ساعت توسط رامین صیاد حقیقی