این عکس توست
برای سجاد گودرزی
-این عکس توست.
ومن بر عکس خودم
لبخند می زنم
هزار تکه در پوستینی شخصی
که من باشم
برای هر تکه ذره ایی عشق
کافی ست بدانی
اینجا که ایستاده ای
پایتخت خوبی هاست
اینجا که برعکس خودم
لبخند می زنم.
رامین صیاد حقیقی
اهواز- تیرماه 87
بدون شرح!
در خواب بدم مرا خردمندی گفت
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چکنی که با اجل باشد جفت
می خور که بزیر خاک میباید خفت
****************************
زان پیش که برسرت شبیخون آرند
فرمای که تا باده گلگون آرند
تو زر نئی ای غافل نادان که ترا
در خاک نهند و باز بیرون آرند
نگاهی به روز نوشت های سید محمد اتشی
رامین صیادحقیقی/شاعر
۱)برای شعرمی توانیم رسالتی قائل شویم یاباید ذهن کلاسیک خودرادرموردماموریت شعرتصحیح کنیم؟سهل وممتنع...یاهرتعریف دیگری که دراندیشه ی شماست !می تواندآراسته به شرایط اقلیمی ومحیطی شاعری شودکه بازتاب افکارورویدادهای جامعه اش راباشبنم شعربه فکرشما می پاشاند.
2)اهوازراچندباردیده ام (بیشتردر16و17سالکی )،...این سال هااما حتابرای دیدن برادرکوچکترم هم بهانه ی دیدنش رافرصتی نیافته ام!
3)نمی دانم چرا؟!ولی این شعررامین صیادحقیقی به دلم نشست!شایدچون بازتاب نکته اول است .بدیهی است که هرشعری رابهترهم می توان سرود!اما اینجا اهوازنیست ؟باهمین شکل زیباست!چرا؟چون واقعی است.
اینجااهوازنیست؟
اینجا اَهواز است
جمهوری نخل و خاک و گرما
ومن از بچگی اهواز نبوده ام
امااهواز بود ولب کارون و شب هایش
حالا نقابی بر چهره گرفته آسمانش
قهوه ای ست
دیری نیست
خاک بر سرمان
خاک بر تنمان
خاک بر دلمان نشسته است
کارون به پت پت افتاده
صدای خس خس اش
به پای تخت بیمارهم نمی رسد
دردی نهفته در سینه اش
که بگرید بجای آسمان
کارون سیرآب می شود
<
- اینجا اهواز نیست؟
- اهواز دیگر اینجا نیست.
رامین صیاد حقیقی
29 خرداد 1387



نوسته شده توسط سید محمد آتشی/روز نوشتهای سید محمد اتشی
اینجا اهواز نیست؟

اینجا اَهواز است
جمهوری نخل و خاک و گرما
ومن از بچگی اهواز نبوده ام
امااهواز بود ولب کارون و شب هایش
حالا نقابی بر چهره گرفته آسمانش
قهوه ای ست
دیری نیست
خاک بر سرمان
خاک بر تنمان
خاک بر دلمان نشسته است
کارون به پت پت افتاده
صدای خس خس اش
به پای تخت بیمارهم نمی رسد
دردی نهفته در سینه اش
که بگرید بجای آسمان
کارون سیرآب می شود
<
- اینجا اهواز نیست؟
- اهواز دیگر اینجا نیست.
رامین صیاد حقیقی
29 خرداد 1387



