برای روز تولدم
کارک هایی برای دل مشغولی به قلم رامین صیاد حقیقی
حضوری دوباره
(به محمد آتشی)
همیشه منتظر پنجره ایی بودم
برهنه و بی پرده
با نگاهی دور
که دستی تکان بدهد دزدانه
و قلبی که نداند عاشق کیست
منتظر چراغی بودم
که بی هوا روشن شود
تا از برهنگی پنجره ببینمش
با رد بوسه ای گم.
.
این پنجره های دورُ
دورترین پنجره ها
شاید منتظر حضوری دوباره اند.
رامین صیاد حقیقی
اهواز –بهمن 87


